رنگین کمان خوشبختی زندگی من

روزهای قشنگ و شیرین

سلنای قندعسلم سلام نزدیک به دو ماه هست که باهم مادر بودن و فرزند بودن را تجربه می کنیم،خیلی شیرین و لذت بخش هست. دیگه یاد گرفتم که شبها بخوابم ولی بیدار باشم و با هر تغییری در حرکاتت و صدات فوری از جا بپرم و نگات کنم. دختر گلم بعضی از شبها بیدار می شی و نصف شب وقتی نگاهت می کنم با یه لبخند قشنگ ، چشمای گردت و زبونی که برام در می یاری دلمو می بری. الهی فدات بشم که یه لبخند تو رو با یه دنیا عوض نمی کنم. عزیزم صبحها هم وقتی بابا شهابت سر کار می ره با لبخند قشنگت اونو راهی می کنی ،فرشته کوچیک من خیلی دوستت داریم ، وجود تو زندگی من و بابا شهاب رو کلا عوض کرده. دخترم سلنا ،شکوفه کوچیک و خوشگل من ،٤٠ روزگیت هم گذشت ...گلم از وقتی ٤٠روزت تمو...
29 مرداد 1392
1