سلناسلنا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

رنگین کمان خوشبختی زندگی من

جشن چله 98

جشن یلدا سلنا، به روایت تصویر   سلنا و بابا شهاب سلنا و بابا جون سلنا ؛ خانم معلم ( خانم فخیم )و خانم مدیر ( خانم محمدیان) سلنا و دوستای مدرسه جشن کلاسی سلنا در مدرسه جشن یلدا کلاس زبان   عزیز دلم امیدوارم لحظه لحظه زندگیت پر از شادی باشه یلدایت مبارک دوستت دارم مامان   ...
27 بهمن 1398

افسانه یلدا

سلنای عزیزم سلام امروز میخواهم برایت افسانه ای بگویم، افسانه یلدا ... افسانه محبت و عشق  دختر زیبایم امیدوارم همیشه عشق و محبت در زندگیت باشه . دختر مهربون من ، حالا بشین افسانه قشنگ یلدا رو برات بگم.💖                                              یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود. افسانه‌ای وجود دارد که می‌گوید ماه عاشق و دلداده خورشید است و این هردو، سر بر کار خود دارند یعنی زمان کار ماه، شب است، اما خورشید روز&...
27 بهمن 1398

اول دبستان

دختر عزیزم، سلام گل زیبای من مدتیه که نتونسته بودم برات اتفاقهای خوبت را ثبت کنم. نازنینم ممکنه که سرم شلوغ باشه ولی لحظه ای نیست که فکرم و ذهنم پیش تو نباشه. گل دخترمن ، خیلی بزرگ شدی . امسال اول دبستان رو شروع کردی و تا حالاکلی باسواد شدی.حروف الفبا رو که تموم کنی می تونی تمام نوشته های مامان روکه تاحالا نوشتم، بخونی.دخترعزیزم نمی دونی وجودت توی خونمون چقدر باعث دلگرمی من و بابا شده، عزیزم اینو بدون که هیچ وقت ذره ای از حس عاشقانه ای که به تو دارم کم نمی شه. دختر یکی یدونه من تو بزرگترین بهانه زندگی و نفس من و بابایی . عزیز دل مامان چقدر خدا رو شکر می کنم که دختر خوب و گلی مثل تو رو بهم داده که هر روز کنارش بهترین و قشنگترین...
30 آذر 1398

6 سالگی

سلنای عزیزم، دختر گلم! از وقتی زاده شدی، نگاهت را قاب می‌گیرم. در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی می‌بخشد. تولدت مبارک دلبندم پی نوشت:  عزیزم می دونم که این پست رو باید خیلی وقت پیش می نوشتم ولی بهخاطر کمی شلوغ بودن سرم دیر کردم. عزیزم هر لحظه به یادتم و خیلی دوستت دارم. مامان  ...
30 آذر 1398

بهار 98

بهار باید بیایی تا غنچه زیبایی بروید تو باید می آمدی تا شکفتن غنچه ای را ببینم که هزاران بار زیباتر از بهار است که لبخند خداست پیش چشمان من بهار یعنی آغاز ، بهار یعنی زیبایی دختر زیبارویم تو بهار منی و من به برکت حضورت هزاران بار بیشتر از بهار از خدا شاکرم نازنینم بهار نو مبارک همیشه عاشقانه دوستت دارم مامان   ...
19 فروردين 1398

یلدا 97

دخترم با تو سخن می گویم زندگی در نگهم گلزاریست و تو با قامت چون نیلوفر ، شاخه پر گل این گلزاری چشم تو آینه ی روشن فردای من است دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من تو که تک گوهر دنیای منی ای گوهر تابنده بی مانند ، ای سراپا الماس قیمت خود مشکن قدر خود را بشناس تک گوهر دنیای من ؛ یلدایت مبارک نازنین دخترم دوستت دارم مامان ...
1 دی 1397

روزهای خوب باهم بودن

بهار زندگیم ، دختر قشنگم سلام نازنین دخترم توی این روزهای پاییز و رنگی رنگی وقتی کنارم هستی و تو رو دارم دلم همچنان بهاری می شه ، روزهایی که همدم تنهایی هام هستی ، روزهایی که وقتی بابا ماموریت می ره تو کنارم هستی ، شبهایی که باهم دوتایی تنها هستیم و تو باعث می شی یه جرات بیشتری پیدا کنم ، زمانهایی که وقتی از سرکار خسته برمی گردم و تو با دستهای کوچولوت موهامو کنار صورتم می زنی و نازم می کنی و... واقعا از ته دل احساس می کنم یه دنیای خیلی بزرگ و قشنگی دارم و با تمام وجودم بابت وجود تو خدا رو شکر می کنم . سلنای گلم امسال به طور رسمی مدرسه رفتی و تو این مدت کم خیلی چیزها رو یادگرفتی و با سواد شدی.به خاطر مسافرتمون یه ماه دیر رفتی مدرسه ...
12 آبان 1397