رنگین کمان خوشبختی زندگی من

روز دختر

سلنای گلم روز دختر بر تو ، یگانه دختر عزیزم مبارک باد عسل طلای مامان ، روز 5 شنبه ششم شهریور ،روز دختر بود و من از اینکه دختر قشنگی مثل تو رو در کنارم داشتم خیلی خوشحال بودم و بابتش خیلی از خدا ممنونم. نازنینم ، بابا شهابت هم احساس من رو داره و خیلی زیاد دوستت داره ... یه لگوی خیلی خوشگل هم برات کادو خریده بود و حسابی باهاش مشغول شده بودی. بعد هم باهمدیگه رفتیم و حسابی گشتیم. سلنای گلم،من و بابا دوستت داریم . عزیزم روزت مبارک. نفس مامان ، عاشقانه دوستت دارم و همواره کنارتم. مامان ...
8 شهريور 1393

چهارده ماهگی سلنا

دختر گلم چهارده ماهه شد... یه دختر خوشگل ، شیطون و دوست داشتنی شدی نازنینم، فسقلی مامان همه ما رو مشغول خودت کردی ..مخصوصا مامان و بابای منو ،خیلی زحمت تو رو می کشن .امیدوارم یه روز بتونم یه کاری بکنم که جبران تمام زحمتهای بابا و مامانمو کرده باشم. عزیزم خدارو شکر روزهای خیلی قشنگی با هم داریم ، روزهایی که مست بودنش می شم ...روزهایی که با تمام وجودم احساس می کنم خوشبخت ترین مادر دنیا هستم. دختر نازم گوش و زبون و چشم و دست و پا و شکمتو می شناسی و نشون می دی. بای بای  و دس دسی و دالی رو هم که خوب بلدی خوب کلاغ پر بازی می کنی کلمه ها رو با خودت تمرین می کنی و می خوای تکرارشون کنی. بابا ، قاقا ،قیخ ،نی نی ، پا ، ماما...
4 شهريور 1393
1